الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
408
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
فرستادگان امام عليه السلام نزد « ابو موسى » رفته بوى اعتراض كردند ولى « ابو موسى » به آنها پاسخ داد ، « بيعت عثمان » هنوز به گردن على عليه السلام و من و شما باقى است . اگر قرار باشد مبارزه كنيم بايد از كشندگان عثمان شروع نمائيم . فرستادگان امام به نزدش باز گشتند و جريان را گزارش كردند . ولى طبق نقل « ابو مخنف » كه امام عليه السلام « هاشم ابن عتبه » را از « ربذه » حامل پيام خود به « ابو موسى » قرار داده بود ، آمده كه « هاشم بن عتبه » نامه را به « ابو موسى » تسليم كرد . « ابو موسى » با « سائب ابن مالك اشعرى » مشورت كرد « سائب » بلزوم پيروى از نامه امام عليه السلام نظر داد . اما « ابو موسى » نپذيرفت . نامه را نگه داشت و « هاشم » را تهديد به حبس و قتل نمود « سائب » مىگويد : جريان را به « هاشم » گفتم او نامهاى به امام عليه السلام نوشت و همراه شخصى بنام « محل ابن خليفه » فرستاد و در آن از كينه و دشمنى « ابو موسى » و تهديد بزندان و كشتن ، امام را آگاه ساخت و نظر آن حضرت را خواست . امام عليه السلام پس از مطالعه نامه و پرسشهائى كه از فرستاده « هاشم » نمود نامهء تهديد آميزى به ابو موسى نوشت و همراه « عبد اللّه بن عباس » و « محمد بن ابى بكر » برايش فرستاد در آن نامه آمده : « از هم اكنون از مقام خود بر كنار هستى ، من بفرستادگان خود دستور دادم در صورت سرپيچى از اين فرمان ، ترا قطعه قطعه كند » ! ! پس از آن از « ربذه » بسوى « ذى قار » حركت فرمود و چون از وضع « ابن عباس » و فرزند « ابو بكر » خبرى نداشت « امام حسن » ، « عمار ياسر ، « زيد بن صوحان » و « قيس ابن سعد ابن عباده » را بسوى « كوفه » روانه ساخت ، و نامهاى همراه آنها براى مردم كوفه نوشت ، تا هم آنها را آگاه سازند . و هم به يارى دعوت كنند . و در نامه چنين آمده است : « اما بعد ، فانى خرجت مخرجى هذا ، اما ظالما ، و اما مظلوما ، و اما باغيا ،